ای دوست ! عشق را در چشم تب دارش ببین !
دیر زمانیست بی درنگ دور تو می گردد
او نمی داند : گر اواره ی توست
دورخود چرا می گردد؟

ادامه مطلب
|
کلک خیال ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...
|
||
|
ای دوست ! عشق را در چشم تب دارش ببین ! دیر زمانیست بی درنگ دور تو می گردد او نمی داند : گر اواره ی توست دورخود چرا می گردد؟
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
کسی که رازهای خودش را فاش کند هرگز نمی تواند رازدار خوبی باشد ! ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
عادت هایم ...چون کلافی گلوی زندگیم را می فشارند !
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
هر یک از ما پهنه ای هستیم با " خاک زرینی از ذرات طلا " موفقیت زمانی است که بتوانی " رگه طلای وجودت را کشف کنی " ! ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
برای هر اشتباهی که مرتکب شده اید حسرت نخورید تصمیم های شما با یک ذهن خام و جوان گرفته شده نه با عقل و خرد امروز شما ! ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
اگر دید نکته بینی داشته باشید می توانید شکارچی نکته ها باشید ! ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
بخشی از پذیرش " خود " رها کردن دیگران است ! ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
ذوق و قریحه پرورش نمی یابد مگر با تماشای زیبایی !
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
شکستنها چه بسیار است و پیوستن ها چه بی جان رسیدن ها چه دشوار است و بریدن ها چه اسان .... ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سهشنبه 14 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
دردهای من واگنهایی هستند که بهم بسته شده اند هر واگنی به واگنی دیگر تا بنگری واگن هایست که بر ریل زندگیم روانند من خسته از کشیدن این بار اندوهم ناگاه سوت تازیانه بر شب ظلمانی زد می بینم ایستگاهی تا کوله ام را بر زمین بگذارم غربت و غریبی و غم و تشویش با بلیطی در دست گوی سبقت دارند اه ... که ...نفرین بر همسفران سرنوشت ! ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط mahnazrezazade
|
||