کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

وقتی تو میای تو لحظه هام

می بینم که با همه هستم و

                                         بی همه

دنیای من  و  تو خیالی بیش نیست

ولی  موندم که چرا ...

اشک چشمام بارون

                      هر لحظه اش میشه ؟




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 01 آبان 1391 توسط mahnazrezazade

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید