کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

عمر با قافله ی

شک ویقین می گذرد

خاطر انباشته از

خاطره و قصه و باد

من برانیم  تو  بر ان

زرف چو بینی همه هیچ

کودکانیم و به افسانه و افسونی شاد




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 07 آبان 1391 توسط mahnazrezazade

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران