کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

در هوای باران شسته با هر نفسی که می کشم نامت را صدا می زنم شاید...میتوانستی فرصتی باشی برای جوانه زدن نهال هایی در روحم که هرگز مجال روییدن نیافتند شاید......




نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 13 مهر 1391 توسط mahnazrezazade

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران