کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

شیشه شکست و سنگ درون اتاق افتاد....سنگی که شرمنده بود از کار سنگ انداز




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 مهر 1391 توسط mahnazrezazade

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران