کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

 

باز دفتر کهنه ی ایام    و   ذهن درگیر تو   و   جدل در توهمی تلخ  ...

باز   در  کشاکش حلقه ی  چوبه ی داری بر گردن خویش  ...

باز به تنبیه   و   تحقیر  خودت بنشسته ای  ...

باز کن پنجره ی زندان درونت را  ...

از خود مگریز  ... با خود یار باش ...همراه باش  ...

از صداقت نهراس  ... بیدار باش ...

خویشتن را  انگونه که هستی ... بپذیر ... باور کن

خود باوری  رنگین کمان اندیشه ی توست

اندیشه ی تو خورشید فردای توست

 

 




نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 22 فروردین 1392 توسط mahnazrezazade

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید