کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

عمر با قافله ی

شک ویقین می گذرد

خاطر انباشته از

خاطره و قصه و باد

من برانیم  تو  بر ان

زرف چو بینی همه هیچ

کودکانیم و به افسانه و افسونی شاد




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 07 آبان 1391 توسط mahnazrezazade

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید