کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

وقتی اهنگ رفتن می کنی

واژه هایم به نفس زدن می افتند

دست هایم در تکاپو می شوند

رویاهایم به غم می نشینند

و من در خاکستر احساس خویش

همچنان شعله ور می مانم !




نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 24 بهمن 1391 توسط mahnazrezazade

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید