کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

دفترچه یادداشت درونم را ورق می زدم

    به روزهایی رسیدم که می خواستم ترا ببرم

              به ان سوی  "  مرزهای ناپیدای صمیمیت  "




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 08 آذر 1391 توسط mahnazrezazade

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران