کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

شرمنده خونگرمی اشکم که همه عمر

نگذاشت مرا گرد به مزگان بنشیند




نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آذر 1391 توسط mahnazrezazade

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران