کلک خیال
 
ما را مددی که مست گردیم ...بیرون ز هر انچه هست گردیم...

وقتی می رفتی

نگاهم  کردی

بی انکه ببینی

خیس از اشکم نه از بارون

روی جاده ی دلم

از تو می ماند با هر قدمت

ردپایی..

ردپای دلتنگی

بی انکه ببینی !

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 03 آبان 1391 توسط mahnazrezazade

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید